تبلیغات
... دنیای من - زن در ایران باستان























... دنیای من

"تنها معشوقه ام "خدا

جایگاه زن در ایران باستان

در ایران باستان که از اقوام بسیار متمدن جهان بود زن را موجودی مقدس و پاک میدانستند و او را لازمه حیات میشمردند و مقام وی را ارج مینهادند.کوروش نیز برای زنان ارزش بسیار زیادی قائل بود.

ایرانیان نه همچون اعراب زن را ننگ دانسته و نه همچون یونانیان آنرا مظهرشهوت و عیاشی مردان قلمداد کرده اند، بلکه او را موجودی مقدس و پاک که لازمه حیات است دانسته و مقام او را ارج نهاده اند.نشانه عظمت و بزرگی کوروش تدوین اولین منشور حقوق بشر است که در گنجینه بریتانیا نگهداری میشود و مدرکی برای اثبات عدالت جنسیتی است و تایید میکند که کوروش به مقام و شخصیت زن توجه خاصی داشت.در زمان کوروش زن حامله حق کار کردن نداشت و به دستور وی تا زمان تولد نوزاد به آن زن جیره و حقوق میدادند.در کتاب مقدس زرتشتیان یعنی اوستا هیچ مردی از لحاظ مذهبی و اخلاقی بر زنان برتری ندارد

در ایران قبل از اسلام و دوره ساسانی زن جایگاه بالایی داشت،از اعضای مهم جامعه محسوب میشد،در مسائل مختلف شرکت میکرد و حتی گاه تصمیم گیری های نهایی رو زنان انجام میدادند.جایگاه زن در آن زمان به قدری بالا بود که چند تن از پادشاهان ایران زن بودند و از آن جمله میتوان آذر میدخت دختر خسرو پرویز را نام برد و این نشانه ی برابری حقوق زن و مرد از هر لحاظ است.در آن زمان زنان شخصیتی داشتند که حتی در میان ادیان الهی جایی باز کرده و او را بزرگ و ستودنی قلمداد میکردند.در آیین زرتشت یک روز از سال را بعنوان روز زن نامگذاری کرده بودند.آن روز 5 اسپندارمذ یا اسفند بود.در این روز مردان برای زنان هدایای ارزشمند تهیه کرده و به آنها هدیه میدادند.این مراسم در ایران باستان مزدگیران نام داشت.

انسانها همواره در طول تاریخ در پی مدلی تکامل یافته تر از خود در همه زمینه ها بودند تا راه زندگی خود را بر روال همان مدل شبیه کنند، این مدل گاه به صورت اسطوره هایی در اعتقادات و باورهای یک قوم جایگاهی خاص یافته بود که این حقیقت شناسه های فرهنگی یک ملت را نشان می دهد.
گاه این اسطوره ها چنان در دل یک ملت راه یافته اند که به مرور به صورت خدایانی بزرگ در آمده و مورد ستایش و عبادت قرار گرفته اند. یکی از این اسطوره ها که به مرحله الهه بودن و خدایی رسیده و در ایران باستان ازاهمیت بسیاری برخوردار است «ناهید» الهه زنان نامیده شده است
.
ناهید به عنوان الهه زنان قبل از اسلام ، خدایی مونث بوده که به اعتقاد آندوران بر تمام اعمال و رفتار زنان نظارت دارد و از آنان خشمگین یا خشنود می شود و به هنگام نیاز به آنان کمک می کند
.
ایرانیان برای این الهه معابدی ساختند و مجسمه هایی درست کردند و بصورتنماد در داخل معابد قرار دادند که یک نمونه از آن در «سراب » استان کرمانشاه است.این الهه موسوم به الهه مادر است
.
به اعتقاد ایرانیان ناهید ، خدای پاکی و بی آلایشی و الهه بارداری است و به هنگام زایمان به کمک زنان می آید.

ناهید برای مردان نیز قابل ستایش بوده است زیرا این الهه به عنوان اسوه زنان ایرانی ، دارای پاکی و عفت و شخصیت بسیار بالایی مملو از وقار و متانت و دوستدار عصمت است.

زن در سرداری و فرماندهی :

زنان در هنر تیراندازی اسب سواری جنگاوری نبرد . فراوان اموزش میدیدند به گونه ای که گاه کارکشتگی و بی باکیشان بدانجا می رسد که پوشاک فرماندهی و سرداری بر تن میکردند و به سپهسالاری و رهبری برگزیده میشدند. زنانی که در این راه بسیار درخشیده و شکوهمندانه نامی از خود بر جای نهاده اند کم نیستند . اینان نه تنها به شکار و تیراندای می رفتند و گوی پیش بودن را از بسیاری از مردان میربودند بلکه همراه مردان در جنگ شاهکارهایی می افریدند که مایه شگفتی و انگشت به دندان گرفتن مردان میشدند. از این رو با نشان دادن شایستگی خود به فرماندهی میرسیدند و همچون سرداران بی پروا در رده جلوی سپاه پرچم به دست میگرفتند و جنگها را رهبری میکردند.
در اینجا به معرفی زنان معروف در ایران باستان اشاره می کنیم .

یوتاب درخشنده و بیمانند خواسته و پرفروغ

سردار زن ایرانى که خواهر اریوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشــــــاهى داریوش سوم بوده است. وى در نبرد با اسکندر گجــستک همراه اریوبرزن فرماندهى بخشى از ارتش را بر عهده داشته است او در کوهـهاى بختیارى راه را بر اسکندر بست . ولى یک ایرانى راه را به اسکندر نشان داد و او از مسیر دیگرى به ایران هجوم اورد. با این حال هم اریوبرزن و هم یوتاب در راه میهن کشته شدند و نامى جاویدان از خود بر چاى گذاشتند.

دریاسالار بانو ارتمیز

نخستین و تنها بانوى دریاسالار جهان تا به امروز . او به سال 480 پیــش از میلاد به مقام دریاسالارى ارتش شاهنشاهى خــشایارشاه رسید و در نبرد ایران و یونان ارتش شاهنشاهى ایران را از مرزهاى دریایى هدایت میکرد با خردمندی و کارامدی بی همتا کشتیهای جنگی دیو پیکر را رهبری

میکرد و با فرماندهی درست خویش سپاه یونان را در هم شکست. تاریخ نویسان یونان او را در زیبایى برجستگى و متانت سرامد تمامى زنان آن روزگار نامیده اند. این زن فرمانده

از رایزنان جنگی خشایارشاه نیز بود.

آتوسا زن آسمانی و زمینی ایران قدیم

آتوسا دخترکورش و همسر دو پادشاه هخامنشیکمبوجیه وداریوش و مادرخشایار شاه برجسته ترین زن در تاریخ ایران قدیم است. در ایران قدیم ازدواج خواهر و برادر مرسوم بود و علت آن هم نگه داشتن ثروت در خانواده سلطنتی بود.هوتوسا کیانی وآتوسا هخامنشی نخستین کسانی هستند که با خویشاوندان خود ازدواج کرده اند. هوتوسا علاقه مند به ازدواج باگشتاسب بود. با او ازدواج کرد و چندین فرزند به دنیا آورد. او اولین شخصی بود که به دینزرتشت گروید. زرتشت ادعا کرد که هوتوسا به آیین مزدیسنا گرویده است. سپس هوتوسا از شوهر خود گشتاسب درخواست کرد که دین زرتشت را بپذیرد. از این پس دین زرتشت به طور رسمی پذیرفته شد. از اینجا هوتوسای افسانه ای به عنوان یک زن سیاسی و با نفوذ و با قدرت معرفی شد. از آن پس به خاطر احترام به وی پارسیان نام او را بر دختران خود می گذاشتند. از میان آن دختران مهم تر از همه آتوسا دختر کورش بود. خواهر و همسراردشیر دوم و همسراردشیر سوم زنان دیگری هستند که آتوسا نام داشتند.

زندگی سیاسی آتوسای هخامنشی

هیچ زن دیگری از هم دوره های او با او برابری نمی کند. پس ازآناهیتا او دومین کسی بود که لقببانو که یک عنوان مذهبی بود، گرفت. زیرا اینچنین لقبی کمتر به ملکه ها داده می شد.آشیلوس نمایشنامه نویس قرن پنجم پیش از میلاد در یکی از نمایشنامه های خود تحت عنوان ایرانیان که اختصاص به جنگ خشایار شاه با یونانیان دارد از آتوسا به عنوان بانوی بانوان یاد می کند. آتوسا خواندن و نوشتن را به خوبی می دانست. و نقش تصمیم گیرنده در آموزش خود و دیگر درباریان داشت. کمبوجیه عاشق خواهر خود آتوسا شد و مغ های زرتشتی را جمع کرد و از آن ها خواست که این ازدواج را برای او قانونی کنند. به خوبی می توان حدس زد که آتوسا علی رغم موقعیت اجتماعی و نفوذی که داشته از زیبایی نیز برخوردار بوده است. پس از این که کمبوجیه در مصر خودکشی می کند داریوش شاه با آتوسا ازدواج می کند. این ازدواج چند دلیل داشته است. 1- ازدواج با آتوسا که از سلاله هخامنشی بود حکومت او را قانونی جلوه می داد. 2- از آنجا که آتوسا با هوش، با فرهنگ ، با قدرت و تفکر سیاسی بود در موقع لزوم کمک خوبی برای داریوش شاه به حساب می آمد. 3- از آنجا که آتوسا زنی جاه طلب و قدرت طلب بود از طریق این وصلت می توانست به آرزوهای خود جامه عمل بپوشاند. از اینجاست که آتوسا لقب بانوی بانوان می گیرد.هرودوت می گوید آتوسا از قدرت فوق العاده ای برخوردار بود و در دوره جنگ با یونان که به توصیه او انجام شده بود داریوش شاه همواره از نصیحت های او بهره می جست. او حتی علاقه مند بود که در میدان کارزار نیز شوهرش را همراهی کند. هرودوت از قول آتوسا نقل می کند که آتوسا به داریوش شاه می گوید «چرا نشسته ای و عازم جنگ نمی شوی و سرزمین های دیگر را تسخیر نمی کنی پادشاهی به جوانی و ثروتمندی تو شایسته است که عازم جنگ شود و به پیروزی هایی نایل شود تا به ایرانیان ثابت شود مرد قابلی بر آن ها حکمرانی می کند.» اگر گفته هرودوت اغراق آمیز هم باشد باز هم بیانگر نفوذ آتوسا بر شوهرش می باشد. گفته شده است که آتوسا به خوبی از اوضاع فرهنگی زمان خود اگاه بود. و از حضور یونانیان و دیگر ملیت ها به دربار بسیار بهره می برد. آتوسا از صلب داریوش شاه دارای 4 فرزند شد. که بزرگترین آن ها خشایار شاه بود. اما آتوسا همسر اول داریوش شاه نبود. و داریوش شاه از همسر اولش دارای پسرانی بود که همگی از خشایارشاه بزرگتر بودند. مطابق قانون سلطنت پسر بزرگ شاه پس از او به سلطنت می رسید. اما آتوسا آن قدر بر شوهر خود نفوذ داشت که توانست خشایار شاه را پس از داریوش به سلطنت برساند. در زمان سلطنت خشایار شاه آتوسا به عنوان مادر پادشاه در امور دولت دخالت می کرد. همان طور که قبلا گفتیم آشیلوس در نمایشنامه خود همواره از او به عنوان بانوی بانوان یاد می کرد. می توان گفت که در نمایشنامه آشیلوس پس از خشایار آتوسا بیشترین نقش را بازی می کند. آتوسا جنگ ایران و یونان را به صلاح نمی دانست و از جمله کسانی بود که با این جگ مخالفت کرد. وقتی خبر شکست پسرش را شنید به شدت خشمگین شد. از زمان مرگ او هیچ اطلاعی در دست نیست. تنها می دانیم تا زمانی که خشایار از جنگ یونان بر میگردد زنده بوده است. احتمالا آرامگاه او در کنار آرامگاه داریوش کبیر در نقش رستم می باشد.

ارتادخت

از زنانی است که وزیر دارایی اردوان چهارم اشکانی میشود و بی انکه فشاری بر مردم بیاورد و باج و خراج را افزون کند کشور را به توانگری میرساند. چنانکه برامده است از کارهای بزرگ او در گرداوری دارایی کشور یکی جلوگیری از هزینه های بیهوده به ویژه درباریان و دیگری گرفتن باج و خراج از درامد توانگران بوده است.

ازرمى دخت

دختر دیگر خسرو پرویزکه در سال 631 میلادی پس از "گشتاسب بنده" به شاهنشاهی ایران منصوب شد. آذرمیدخت(آزرمیدخت) سی و دومین پادشاه ساسانی بود که مثل خواهرش پوراندخت زنی با کفایت و لایق بود اما به همان دلیلی که پوراندخت موفق نشد او نیز نتوانست کاری از پیش ببرد. واژه این نام به چم پیر نشدنی و همیشه جوان است.

آذرناهید

ملکه ملکه هاى امپراتورى ایران در زمان شاهنـــــــشاهى شاپور یکم بنیانگزار ساسله ساسانی. نام این ملکه بزرگ و اقتدارات دولتى او در قلمرو ایــــران در کتیبه هاى کعبه زرتشت در استان فارس بارها امده است و او را ستایـش کرده است.

پرین

بانوى دانشمند ایرانى . او دختر کى قباد بود که در سال 924 قبل از مــیلاد هزاران برگ از نسخه هاى اوستا را به زبان پهلوى براى ایندگان از گوشه و کنار ممالک اریایى گرداورى نمود و یکبار کامل ان را نوشت و نامش در تاریخ ایران زمین براى همیشه تبت گردیده است.

فرخ رو

نام او به عنوان نخستین بانوى وزیر در تاریـــــخ ایران ثبت شده است وى از طبقه عام کشورى به مقام وزیرى امپراتورى ایران رسید.

گردافرید

یکى از پهلوانان سرزمین ایران. تاریخ از او به عنوان دختر کژدهم یاد میــکند با لباسى مردانه با سهراب زورازمایى کرد . فردوسى بزرگ از او به عـــنوان زنى جنگو و دلاور سرزمین پاکان یاد میکند.

هلاله

پادشاه زن ایرانى که به گفته کتاب دینى و تاریخى ( 391 یشتا 274 1 یشتا 2 )در زمان کیانیان بر اریکه شاهنشاهى ایران نشست . از او به عنوان هفتـــمین پادشاه کیانى یاد شده است که نامش را " هماى چهر ازاد ) نیز گفته اند.

بانو گشنسب

دختر رستم و همسر گیو نیز از زنان بیباک و رزمجویی بود کهدر شاهنمامه فراوان از او یاد شده است. چنین امده است که او به اندازه ای زورمند و دلیر بود که کمتر مردی توانایی رویارویی با او را داشت.

از سرداران سرشناس و بی پروا و برازنده دیگر << گردیه >> خواهر بهرام چوبین

است که دلاوری و جنگاری بلند اوازه میباشد. او پس از برادرش فرماندهی را

به دست میگرفت و درمیدانهای نبرد انچنان بیباکی و شایستگی از خود نشان میداد

که همگان را به ستایش وامیداشت. او در رده سپهسالاری سپاه برادر در جنگ

در نبردها میجنگید.

شیرین:

برادرزاده و جانشین مهین بانو حاکم ارمنستان، که زنی خردمند و وفادار بود. داستان عشق او و خسرو پرویز و دلدادگی او و فرهاد در ادبیات ایران مشهور است پس از اینکه خسرو پرویز به دست پسرش شیرویه "که مادرش مریم دختر قیصر روم بود" کشته شد، شیرویه از شیرین که که زن پدرش بود خواستگاری کرد شیرین جواب رد به شیرویه نداد و به او گفت که من به عنوان ملکه ایران باید بهترین مراسم سوگواری را برای پدرت خسرو پرویز بجا آورم در حالی که زیباترین لباس و آرایش را داشت با متانت به همراه موبدان و بزرگان به تشییع جنازه خسرو پرویز پرداخت. پس از انجام مراسم از حاضران خواست که اورا برای آخرین وداع با جنازه همسرش تنها بگذارند در آن هنگام با خنجری در کنار همسرش، خود را کشت. شیرین از خسرو 4 فرزند به نام های نستور، شهریار، فرود و مردانشه بدنیا آورد که هر چهار فرزند او در زندان کشته شدند. پس از آن بود که او در کنار همسرش با خنجر خود را کشت.

زربانو:

سردار جنگجوی ایرانی. دختر رستم و خواهر بانو گشنسب . او در سوارکاری زبدهبوده است و در نبردها دلاوریهای بسیار از خود نشان داده است. تاریخ نام او را جنگجویی که آزاد کننده زال ، آذربرزین و تخوار از زندان بوده است ثبت کرد.

 

قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت